تبلیغات
درامتداد جاده نور

درامتداد جاده نور
 
ثامن تم



باید انتخاب می کردم برم یا بمونم؟ باید معلوم می کردم می خوامش یا نه؟ لباس چی بپوشم؟ باهاش حرف بزنم یانه؟ بهش بخندم یا نه؟ چطور نگاهش کنم؟از نگاهم چی رو باید بفهمه؟اگه این کار رو بکنم دلم خنک میشه یا...؟اون چی فکر می کنه مهمه یا من برا چی این کاررو انجام دادم؟اساسا چی مهمه؟

دو راهی زندگی

در مسیر زندگی دو راهی های زیادی سر راهت قرار می گیره وتو باید انتخاب کنی؛کدام ؟

انتخاب بعضی اصلا مهم نیست و اساسا اون انتخابها ،اصلا انتخاب نیست سلیقه است.ولی بعضی انتخابها سرنوشت ساز و شاید زمینه ساز سرنوشته. گاهی مهم بودن انتخابمان را توجه داریم و گاهی نه ،فکر می کنیم این هم سلیقه است در حالیکه شاید یک حرکت کوچک اتفاق بزرگی برای من پیش بیاره.

پیشتر از این ، محرم یا زمان جنگ زیادتر به گوش می خورد که:

"کل یوم عاشورا و کل ارض کر بلا"

زمان جنگ اینطور فکر می کردم که همین مرز ما مثل کربلاست و روز جهاد مثل روز عاشورا. ولی وقتی زمان طی شد ومشکلات و امتحانهای خدا توی زندگی هر روز برام پیش اومد ، طور دیگری فهمیدم.

در لحظه ی انتخاب، تو باید خود را در کربلا و روز عاشورا ببینی و بدانی هر حرکت تو شاید به نظر خودت مهم نباشه ولی در جریان زندگیت تاثیر گذاره .

حال چه چیز را انتخاب کنم؟ کدام گروه و دسته را اعم از سیاسی و اعتقادی انتخاب کنم؟ انتخاب کدام لباس برای من با این موقعیت و شرایط اجتماع مناسبه؟ این لباس مرا به کدام گروه و دسته نزدیک می کند؟ من رو شبیه کدوم طرز فکر می کنه ؟ که شبیه هر کدوم بشم اون گروه رو تقویت کردم . تعداد خودش در نگاه مردم تاثیر می ذاره و خودش نوعی تبلیغه ! توی زبونهای مردم هم این کلام میاد که همه اینو می پوشن و همه این کارو می کنن من نباید مثل عقب افتاده ها بشم باید بروز باشم.بروز بودن خوبه ولی نباید با بروز بودن روزگار و سرنوشتم سیاه بشه؟! در زمان محرم سال 60 قمری زنان کوفه هم که خواستن از هم عقب نیفتن، خانواده هاشون رو سیاه بخت کردن. هر انتخاب من ، مرا در سپاه امام حسین قرار می دهد ویا گروه مقابل و یا نزدیک به آنها.

این انتخاب کردن و اهمیتش فقط برای جامعه و میدون جنگ نیست، در خانه هستم و کنارهمسرم ؛چه بگویم؟ چه بخواهم ؟گفته و خواسته ی من ، گفته و خواسته ی چه کسانیست؟ و....اگر خودم و زندگیم رو جدی بگیرم و در هر لحظه مراقبت کنم ، هر شب موقع خواب که روزم رومرورمی کنم ، از خودم شرمنده نیستم!

اگرزندگی را لهو و لعب نبینی و جدی بگیری و مراقب هر لحظه از زندگیت باشی، وقتی چشم باز کنی و به پشت سرت نگاه کنی ،سربلندی ! چون حواست جمع بوده و خطا نکردی و کلیت زندگیت بی غلطه. چون حواست بوده هر لحظه داری انتخاب می کنی تو کدوم سپاه باشی!

صحنه عاشورا جدیه وسپاه امام و یزید هم شوخی نیست اونی که مهمه "انتخاب" توست که با انتخاب تو جزء کدوم گروه قرار می گیری

دو راهی انتخاب هر لحظه هست ولی ما توجه نمی کنیم. گاهی بی فکر می گیم و می خندیم ، بعد که توجه می کنیم ، با خودمون می گیم کاش نگفته بودم ، کاش نمی خندیدم ، کاش...

چرا پشیمون می شیم ؟ چون در لحظه گفتن و خندیدن خودم رو در دو راهیه انتخاب نمی بینیم ،اصلا فکرش رو هم نمی کنیم که راه دیگری هم هست .

کل زندگی رو باید وسیله سعادت و خوشبختی دید و از هر لحظه ی خودت ، برای رسیدن به خوشبختی مراقبت کنی.

کسانی که توجه می کنن و مراقبت دارند هر لحظه حتی بمقدار جزئی به مقصد نزدیک می شن .مثلا دانش آموزی که سر کلاس با حواس جمع و با توجه به حرفای معلمش گوش می ده و هر شب مطالعه می کنه ،شاید کی بازیگوشی بکنه ولی در نهایت کارموفقیت بیشتری داره.

توی کلاس زندگی دنیا هم اگه دانش آموز دقیق و با هوشی باشی ،عاقبت بخیری نصیبت میشه.

پس رمز موفقیت یادت نره "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

صحنه عاشورا جدیه وسپاه امام و یزید هم شوخی نیست اونی که مهمه "انتخاب" توست که با انتخاب تو جزء کدوم گروه قرار می گیری.

یک حرفه دیگه! توی یک حدیثی دیدم که امام صادق علیه السلام فرمودند: " قبل از هر کاری کمی تامل کن "قبل از هر کاری موقع تصمیم گرفتنه که اون کار را بکنم یا نه ؟ قبل از هر پاسخی بیندیشم که چه جوابی بدم راست یا ... ؟ دروغ چه پیامد هایی برام داره ؟

پس دنیا رو جدی بگیر و بازی و شوخی نبین.یادت باشه "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

قبل از هر کاری کمی تامل و تفکر.برا همدیگه دعا کنیم تا در "دو راهی های انتخاب " بهترین را انتخاب کنیم. یاعلی


منبع:بخش خانواده ایرانی تبیان
دوشنبه 5 آبان 1393 .:. 10:44 ق.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
غدیر

ینک پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله، در بازگشت از سفر خانه خداست. پیغمبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله از رسالت خود، شاد و سربلند، دریای بیکرانه قلبش ز موج شوق همواره در تلاطم، و همواره در تپش عشق خدا فکنده به جانش شراره ها، یاد خدا گرفته از او فرصت و مجال اعمال حج رسیده به پایان، ولی افق چشم انتظار حادثه ها در «غدیر خم» بیدار مانده است...

در پهنه غدیر در زیر شعله های فروزان آفتاب انبوه حاجیان فزونتر ز صد هزار در پهنه وسیع غدیر ایستاده اند. یک کاروان خسته، در اینجا ستاده است یک کاروان رسته ز بند نفاق و کین. خورشید هم شراره سوزان خویش را ریزد به روی سینه تفتیده زمین.

دشتی پر از حرارت ایمان، فروغ دین، دشتی پر از محبت و احساس دوستی، گسترده. غدیر، اینک دوباره شاهد انبوه مسلمین همراه رهبری که فزونتر ز بیست سال جان در ره هدایت آنان نهاده است در پاسخ خشونت آنان، چو مادری آغوش پر محبت خود را گشوده است، جهل و غرور و ابلهی قوم خویش را جز با صفا و مهر، جوابی نداده است.

اینک غدیر خم، در گیر و دار گرمی این مشهد عظیم، در اوج این شکوه از سوی آفریدگار جهان آفرین، از آسمان به گوش پیمبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله، ندا رسید:

یا ایها الرسول ... یا ایها الرسول! اسلام را چه خوب بیان کرده ای به خلق اما هنوز، رهبر امت پس از رسول، تعیین نگشته است. ارکان استوار رسالت تمام نیست. رکن بزرگ مذهب «امت »، «امامت » است.

...........................................................................................


اینک پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله، در بازگشت از سفر خانه خدا در واپسین دقایق آن «حجة الوداع»، مامور گشته تا برساند به گوش خلق والاترین، عمیق ترین نکته را ز دین. فرمان رسید تا که به مردم نشان دهد لایق ترین، شجاعترین فرد مسلمین.

پیغمبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله از جهاز شتر منبری بساخت در آن فضای باز، دست «علی» گرفت و به بالای سر رساند، تا هر که بود، رهبر آینده را شناخت، آن رهبری که اوست مدار نظام دین، آن کس که چشمه های فضیلت در او عیان، آن کس که نهرهای سخاوت از او روان، آن کس که در زمین، در پهنه زمان شایسته تر از او نبود «مرد»، در جهان. چشمان روزگار کهنسال و چرخ پیر هرگز امام عدل بدین سان ندیده است. دستان باغبان فلک، از درخت علم هرگز گلی به جلوه این گل، نچیده است.

اینک غدیر، خاطره آن شکوه را در یادها و خاطره ها زنده می کند.

اینک غدیر، زندگی آن «امام» را مانند درسهای گرانقدر و پرثمر تکرار می کند.

اینک «غدیر خم»، با ما چو استاد در راه و رسم و شیوه آموزشی صحیح رفتار می کند ...

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

...........................................................................................................
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایته علی ابن ابی طالب و اولاده المعصومین صلواه الله علیهم اجمعین
عید سعید غدیرخم مبارک باد




یکشنبه 20 مهر 1393 .:. 10:23 ق.ظ .:. امتد اد .:. نظرات

استغفار برای دیگران

از پیامبراکرم (صلوات الله علیه و آله) نقل است که حضرت فرمودند:

«مَنْ قَالَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ مُؤْمِنٍ خَلَقَهُ اللَّهُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً»؛ اگر کسی برای مؤمنین و مؤمنات طلب مغفرت کند، خداوند به عدد هر مؤمنی که از هنگام خلقت آدم تا قیامت خلق می‏کند، برای او سه چیز در نظر می‏گیرد؛ برایش حسنه می‌نویسد و از گناهانش می‌کاهد و بر مقامش می‏افزاید.1

در جامعه اسلامی، مسلمین باید به فکر هم باشند و نسبت به دیگران غافل نباشند. اگر ما برای دیگران دعا كنیم، به‌تدریج به حدی از كمال خواهیم رسید كه در زمانی که فقط برای خودمان دعا می‌كردیم، نمی‌توانستیم به آن كمال برسیم، چرا که وقتی فقط برای خودمان دعا می‌كنیم، دیدمان را به اندازه وجودی خودمان محدود كرده‌ایم. اما هنگامی كه دیگران را در دعاهای خود سهیم می کنیم، سعه وجودی‌مان گسترش یافته و تنگ‌نظری‌ها از دل و جانمان دور می شود و این افزایش وسعت دید، به‌تدریج موجب كمال انسان خواهد شد.

لذا شایسته است که انسان برای غیر استغفار کند و حتّی از مؤمنین هم بخواهید که برایش استغفار کنند.

خاطره ای از مرحوم آیت الله صافی اصفهانی(رضوان الله تعالی علیه)

مرحوم آیت الله صافی(رحمه الله) می فرمود: سفر حج مشرف شده بودیم و هم اتاقیِ ما چند نفری را  انتخاب کرده بودند تا با ما هم راحت باشیم. یکی شان، یکی از دوستان بود که در اصفهان استاد دانشگاه بود و آدم متدیّن و دانایی بود. این بنده خدا یک روز خیلی مضطرب و منقلب از خواب بلند شد و گریه مفصلی کرد. ما نگران شدیم که چرا؟ چی شده؟

بالاخره کمی که آرام شد از ایشان سؤال کردیم چی شده که شما این طور می کنید؟ گفت: الآنه خواب بودم و در عالم خواب، یکی از بستگان را خواب دیدم. و ایشان با یک حالتی رو به من کرد وگفت: من با شما چه کار کرده ام که تو این طور می کنی؟ چرا مرا یاد نمی کنی؟

هم اتاقی ما گفت که: این مدّت که اینجا هستیم چند بار حرم مشرف شدم و تسبیح دست گرفته و یکی یکی هر کسی که یادم می آید برایش طلب استغفار کرده ام، اسم آورده و از ایشان یادی می کنم. اما یکی از بستگانمان هست که ما از همان بچگی با هم یک مقدار خوب نبودیم. در بازی ها و بعد در مدرسه دعوایمان می شد. بعد بزرگ تر شدیم او زن گرفت، ما هم زن گرفتیم. من اصلا از ایشون خوشم نمی آمد. دیدید بعضی از بعضی خوششان نمی آید، حالا به هر دلیلی، ولی بالاخره خوششان نمی آید، من هم از این خوشم نمی آمد.

تا این که رفتیم حرم و تسبیح دست گرفتیم و هر کسی یادمان می آمد دعایش می کردیم، تو این اسامی که به ذهنم می آمد یک دفعه به ایشون که می رسید می گفتم حالا این را ولش کن، رد می شدم و می رفتم سر بعدی. سه مرتبه این طور شده و هر سه بار همین که این به خاطرم می آید می گویم ولش کن و رد می شوم. و امروز هم حرم رفتم باز دوباره همین کار را کردم.

الآن که استراحت می کردم آمد به خوابم، و گفت که من به تو چه کردم که هر چه من به خاطرت می آیم، مرا یاد نمی کنی؟ چرا سفارش مرا به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نمی کنی؟ با یک حالت ناراحتی گفت چرا همچین می کنی؟

ایشان ادامه داد برای همین گریه می کردم و حالم چنین شد. آیت الله صافی (رحمه الله) فرمود: بعد از تعریف این قضیه پرسید: حالا باید چه کار کنم؟ مرحوم آقای صافی (ره) می فرمودند گفتم که پا شو همین الآن یک غسل زیارت بکن، وضویت را بگیر و برو حرم، و خدمت رسول خدا (صلوات الله علیه) فقط برای این بنده خدا دعا کن! او گیر است و نیاز دارد که تو برایش استغفار کنی و یادش کنی.


یکشنبه 19 مرداد 1393 .:. 10:44 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : نداشته ها و تنهایی های کوچک با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند ؛

نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ، فقط با خدا ...

مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد و وقت انسانها برایمان کم ...

شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها و مرهم تمام زخمهاست ...

هر وقت دلت خواست ، مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد ، در قلبت ...

و به دستان خالی ات نگاه نکن ، تو فقط خانه ی دلت را برایش نگهدار ، اسباب پذیرایی با اوست ...

............................................................................................................

پ.ن: انشاالله ماه رمضون خوب و پربرکت و خدایی داشته باشید

التماس دعا از همگی



پنجشنبه 19 تیر 1393 .:. 12:27 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات

جهان پس از ظهور موعود آخرالزمان

ظهور

امیرالمۆمنین علیه‏السلام در روز غدیر خطبه‏ای خواندند و ضمن آن فرمودند:

«دنیا پس از سرکشی به سوی ما (خاندان وحی) باز می‏گردد، هم‎چون شتر سرکش به سوی فرزندش.»

حضرت امام محمد باقر علیه السّلام در تأویل آیه‏ (لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏)(2) یعنى خداوند او (امام زمان) را بر همه ادیان غالب مى‏گرداند، هر چند مشركین نخواهند؛ فرمودند: «هیچ كس نمى‏ ماند جز این كه اقرار به خاتمیت محمد صلّى اللَّه علیه و آله مى‏كند.»

همراهی طبیعت

امام حسن علیه‏السلام: «زمین روئیدنى خود را ظاهر و آسمان‏ بركاتش را نازل ساخته و تمام گنج‏هاى خود را براى او آشكار مى‏سازد.»

امیرالمۆمنین علیه‏السلام: «اگر قائم‏ ما قیام كند، آسمان باران‏ خود را فرو می‏ریزد و زمین نباتات خود را بیرون می‏دهد، و كینه‏ها از دل بندگان خدا زایل مى‏شود، و درندگان و حیوانات‏ با هم ساخته، از یكدیگر رم نمى‏ كنند.»

 

رفاه اجتماعی

سید بن طاووس در کتاب خود می‏گوید که در صحف ادریس نبی یافتم:

«برکات از آسمان و زمین فرو می‏ریزد که زمین با گیاهان و سبزه‏ی خود نزهت می‏گیرد و میوه‏های خود و بوهای خوش را بیرون می‏دهد ... رأفت و ترّحم را در دل آن‏ها جای می‏دهم، به طوری که مواسات و برادری میان آن‏ها برقرار گردد، و آنچه دارند به طور مساوی میان خود قسمت کنند. فقرا بی‏نیاز می‏شوند و کسی بر دیگری برتری ندارد. بزرگ بر کوچک ترّحم می‏کند و کوچک بزرگ را احترام می‏کند؛ همه به دین حقّ متدیّن می‏شوند و طبق دستورات آن رفتار می‏کنند ...»

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: «خدا گنج های زمین و معادن آن را برای ایشان (امام زمان علیه‏السلام) آشکار می‏کند.»

امام صادق علیه‏السلام: «چون قائم علیه‏السلام ما قیام کند مردم از نور خورشید بی‏نیاز گردند ... زمین گنج های خود را آشکار می‏کند، به طوری که مردم آنها را روی سطح زمین می‏بینند؛ مردی از شما فرد مستمندی را می‏جوید که به او انفاق کند ولی کسی را پیدا نمی‏کند که آن مال را از او بگیرد زیرا مردم به آنچه از فضل خدا ارزانی می‏کند، بی‏نیاز شده‏اند.»


برقراری عدالت

امام باقر علیه‏السلام:

«آن حضرت، بین اهل تورات با تورات؛ بین اهل انجیل با انجیل؛ بین اهل زبور با زبور و بین اهل قرآن با قرآن قضاوت می‏نماید.»

امام صادق علیه‏السلام:

«به خدا سوگند، عدالت او در خانه هایشان وارد می‏شود، هم‏چنان که گرما و سرما داخل می‏گردد.»

 

زوال امراض بدنی

امام صادق علیه‏السلام:

«هرگاه قائم قیام کند،خداوند عزّوجلّ از هر مۆمنی بیماری را برطرف می‏کند، و دوباره نیروی او را به او باز می‏گرداند.»

 

تکامل عقول و گسترش علم

امام صادق علیه‏السلام:

«علم، بیست و هفت حرف است. تمامِ آنچه پیغمبران آورده اند، دو حرف است و مردم تاکنون بیش از آن دو حرف را ندانسته اند. پس زمانی که قائم علیه‏السلام قیام می کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می آورد و آن را در میان مردم منتشر می سازد و آن دو حرف را هم به آنها ضمیمه می نماید، تا آن که بیست و هفت حرف (علم) را منتشر می کند.»

حضرت باقر علیه‏السلام:

«هرگاه قائم قیام نمود، دست خود را روی سر مردم می گذارد، و بدان وسیله عقل های آنان جمع می شود، و اخلاقشان کامل می‏گردد.»


برگرفته از سایت تبیان

....................................................................................................

از ناکجای وجود بی مقدارم، تا آستان بی کران کوی تو، در میان سیلاب اشک،

پلی از نیاز می زدم. پلی از انتظار،

از غیبت تا ظهور

.................................................................................................

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید

میلاد امام زمان بر شما مبارک


پنجشنبه 22 خرداد 1393 .:. 11:11 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت(عج)

صدقهو در رجحان و استحباب آن تردیدی نیست نظر به اینکه این کار از گونه های مودت نسبت به قربی و بستگان پیامبر(صلی الله علیه و آله) است که خداوند بندگانش را در کتاب خود به آن امر فرموده است، نمی بینی که هرگاه فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست می داری و بر او بیمناک هستی به قصد سلامتی او صدقه می دهی؟ پس مولای تو از هر کسی به این امر سزاوارتر است .

اهتمام ورزیدن به صدقه به نیابت یا به قصد سلامت آن حضرت

روایتی است که شیخ صدوق در مجالس به سند خود از پیامبر اکرم آورده است که فرمود: هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا اینکه من نزد او از خودش محبوبتر باشم و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوب تر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد.( مکیال المکارم، ج2، ص309)

در برخورد با این روایت نورانی با خود اندیشیدم که آیا به راستی من ایمان آورده ام ؟ آیا من مسلمانم ؟ آیا من شیعه هستم ؟اگر هستم پس جایگاه پیامبر بزرگ خدا و خاندان پاک و مطهر او (که درود خدا بر آن ها باد) کجای زندگی من است ؟

چند بار برای امام زمانم صدقه داده ام ؟چند بار از دوری اش اشکی فشانده ام ؟ چندبار مشتاقانه و با التماس از خدا خواسته ام که برگردد ؟ چرا دروغ بارها و بارها دعای فرج را خوانده ام اما نمی دانم کجای آن یادم رفته چه می خوانم و زبانم در گردش و دلم در خیالات خود غرق بوده است.

روایت نورانی را دوباره بخوانیم و یادمان باشد که امام عزیز و در غیبت ما حواسش به ما و اعمال ما هست ،یادمان باشد که اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و چقدر نازیبا است که در این اعمال همه چیز باشد الّا یک لحظه دلتنگی برای او الّا یک پیشکش کوچک در حد چند تومانی صدقه به جای ایشان یا برای ایشان فقط محض ابراز ارادت خدمت حضرتش .

امام زمان (ارواحنا فداه) مهربانترین خلق خداست ، اعمال و تلاش کوچک ما برای ایشان ارزشمند است، بیاییم و از سر جان قدمی برداریم در جلب رضایت ایشان ، بیاییم ایمان بیاوریم و مسلمان شویم . إن شاء الله تعالی


منابع:

کتاب مکیال المکارم

وبلاگ میثاق با آخرین منجی

وبلاگ تا جمعه ظهور

 .........................................................................................................


کسی نیامده جز او سر قرار خودش

نشسته غرق تماشای شیعیانِ خودش

چه انتظار عجیبیست این که شب تا صبح

کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش

اللّهمّ عجّل لولیک الفرج





جمعه 9 خرداد 1393 .:. 12:40 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات

علامه مجلسی در کتاب ((مراة العقول)) در شرح حدیث پانزدهم می گوید:

مادر شاهچراغ








ام احمد مادر بعضی اولاد آن حضرت می بود و او داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنهایش در نزد آن حضرت بود که اسرار خود را به وی می سپرد و اماناتش را نزد او ودیعه می نهاد.

در کتاب اصول کافی در باب ((امام در چه زمانی می داند امام است)) آمده است که حضرت امام موسی(علیه السلام)  امانت سر به مهری به ((ام احمد)) سپردند و فرمودند بعد از شهادت من هر کس از اولاد من در طلب این امانت آمد خلیفه و جانشین من است، با او بیعت نما که جز خدا کسی خبر از این امانت ندارد. بعد از شهادت امام موسی(علیه السلام) حضرت امام رضا(علیه السلام) به نزد ام احمد آمدند و امانت پدر را طلبیدند. ام احمد بگریه افتاد و دانست که امام (علیه السلام) شهید شده اند. پس آن بانوی محترمه امانت را بر حسب وصیت آنحضرت به امام رضا(علیه السلام) تقدیم نمود و با ایشان بعنوان امام هشتم شیعیان بیعت کرد............


(((( بعدا نوشت:
امام رضا (ع) هر شب درخونه ام احمد میخوابیدن یعنی هرشب ام احمد منتظر ایشون بودن...ولی شب شهادت پدر بزرگوارشون امام رضا (ع) چون برای خاکسپاری و عیادت پدرشون رفته بودن به خونه ام احمد نرفتن و همون غیبت امام رضا(ع) کافی بود تا همسر ایشون(ام احمد) شک کنن و بیقرار بشن.......که روز بعدش وقتی امام رضا (ع) از ام احمد امانتی رو خواستن دیگه ام احمد فهمید که امام موسی کاظم به شهادت رسیدند...))

....................................................................................................................................

متن زیر به نقل از:وبلاگ حرم سوم            

مادر احمد بن موسی به «ام احمد» شهرت داشت. امام موسی بن جعفر نیز در وصایا و سخنانش از او با همین لقب یاد نمود. (احمد با برادرش امام رضا علیه السلام از دو مادر بودند نام مادر گرامی امام رضا علیه السلام تکتم بوده است. او زنی پارسا و مورد محبت اهل بیت و علاقه زیاد خاندان امام بود.)

ام احمد سه فرزند پسر داشته؛‌ احمد، محمد و حمزه. ام احمد از داناترین و باتقواترین زنان روزگار خویش شمرده می‌شد و امام کاظم علیه السلام او را بسیار دوست می‌داشت. پس از سفر هارون الرشید به مدینه و مشاهده نفوذ معنوی امام کاظم علیه السلام و ترس از فرو ریختن حکومت غاصبانه خویش،‌ فرمان دستگیری امام را صادر کرد. از آنجا که ام احمد در بین همسران آن حضرت نزد  امام کاظم احترام و موقعیت ویژه‌ای داشت امام قبل از حرکت به بغداد،‌ ودیعه‌های امامت را – اشیاء موروثی از پیامبر – به او سپرد و رازهای امامت را فقط به او بیان کرد. آنگاه حضرت امام کاظم علیه السلام را در پی فرمان هارون،‌ در سال 179ق به سوی بغداد بردند. ام احمد که مورد وثوق و اعتماد کامل امام بود، سال‌ها رازهای حضرت را مخفی داشت؛ تا آنگاه که متوجه شهادت امام کاظم علیه السلام گردید.

امام در لحظه سفر به سوی بغداد، به ام احمد فرمود: «کل من جائک و طالب منک هذه الامانه فی ای وقت من الاوقات،‌ فاعلمی بانی قد استشهدت و انه هو الخلیفه من بعدی و الامام المفترض الطاعه علیک و علی سائر الناس» (بحار الانوار،‌ علامه مجلسی،‌ ج48،‌ص307) شخصی که به تو مراجعه کرد و این امانت را خواست در هز زمانی که باشد،‌ بدان که من شهید شده‌آم و آن شخص جانشین بعد از من و امام واجب الطاعه بر تو و دیگران مردمان است.

ام احمد که برگزیده و محرم راز امام هفتم بود خود این گونه ماجرای فوق را بیان می‌کند: آن حضرت روزی محرمانه به من فرمود: این امانت را نزد خود حفظ کن. کسی را از آن آگاه نساز تا مرگ من فرا رسد. چون من درگذشتم، هر کس از فرزندان من نزد تو آمد و آن را مطالبه کرد،‌ به او تحویل بده و بدان که من از دنیا رفته‌ام. اکنون به خدا نشانه‌ای که آقایم فرموده بود ظاهر شد. امام رضا علیه السلام آن امانت را گرفته و همه را دستور به خودداری داد تا این که درگذشت امام هفتم به مدینه رسید... روزها شمردیم و حساب کردیم معلوم شد که همان وقتی که امام رضا علیه السلام برای خوابیدن نیامد آن حضرت به شهادت رسیده بود. (اصول کافی،‌ ج2)

پس از شهادت امام هفتم علیه السلام اولین کسی که با وی بیعت نمود،‌ ام احمد بود. مردم مدینه نیز برای عرض تسلیت به خانه ام احمد مراجعه می‌کردند و این همه دلایلی آشکار بر شخصیت والای این بانو است.

...........................................................................................


 آرامگاه ام احمد مادر حضرت شاهچراغ علیه السلام در گوشه ی  خیابان فرهنگ شیراز، کوچه مسجد باقرآباد قرار دارد و مقبره این بزرگوار برخلاف شکوه صحن و بارگاه احمدبن موسی شاهچراغ(ع) در اتاقی بسیار کوچک و محقر واقع شده است.بسیار جای تاسف است که مسئولین شهر شیراز و استان فارس و بویژه تولیت آستان شاهچراغ علیه السلام هیچ گونه توجهی به بقعه ی مادر شاهچراغ علیه السلام ندارند. و آن را به حال خود رها کرده اند. این بی توجهی و بی حرمتی به همسر امام موسی کاظم علیه السلام دل مومنینی را که این غربت و مظلومیت خانواده ی اهل بیت را در حرم سوم می بینند بشدت به درد می آورد.


امیدوارم به زودی حرم این مادر بزرگوار در شان و منزلتش مانند پسر بزرگوارش شکوه و عزمت خاصی بگیرد و زوار زیادی به زیارتش بروند

انشاالله....


یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 .:. 11:11 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
تولد امام علی(ع) مولود کعبه و روز پدر بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک باد.



زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است
..............................................................................................................

پ.ن1 :پدر مهربان و فداکارم،
هرگاه قادر به شمردن قطرات باران شدی، خواهی دانست که چقدر دوستت دارم. روز پدر را به تو یگانه حامی و پشتیبانم تبریک میگویم


پ.ن2:

تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:
ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است
جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است

.......................................................................

پ.ن3: بدیلیل حضور در اعتکاف تا پنجشنبه نیستم

پس روز پدر و عیدتون هم مبارک

یا علی(ع)


یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 .:. 03:53 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات

حیات عاطفی

ارج نهادن به والدین و بزرگترها، نشانه «حیات عاطفی» و «رشد عقلی» و

وظیفه شناسی در قبال یک عمر، زحمت و جانفشانی و رنج کشیدنهای بی توقع و بدون چشمداشت آنان است.

بی مهری و بی اعتنایی، آنان را «دل شکسته» می سازد و آدمی را «عاق والدین» می سازد. «عقوق» و دل آزرده کردن پدر و مادر، آثار منفی و جبران ناپذیر برای فرزندان و موجب سلب توفیق و نیک فرجامی آنان می شود. از سوی دیگر نیز شکستن پر و بال عواطف و احساس شادابی سالمندان و اندوهگین و رنجیده ساختن آنان است و این از انصاف و اخلاق انسانی دور است.

امام علی(ع) فرمود:

«مَنْ اَحْزَنَ والِدَیْهِ فَقَدْ عَقَّهُما»؛(1)

هر کس پدر و مادر خویش را اندوهگین و آزرده سازد، نسبت به آنان «عاق» شده است.

حتی نگاه به آنان، باید همراه با مهر و عاطفه باشد. نگاههای مهرآمیز، همه را از جمله بزرگسالان را خوشحال می کند و از زندگی در کنار این گونه فرزندان احساس لذت و خوشبختی می کنند. امام صادق(ع) در مورد نوع رفتار با والدین می فرماید:

«لا تَمْلاَء عَینکَ مِنَ النّظَر اِلَیها الاّ بِرَحمةٍ و رِقَّةٍ وَ لا ترفَعْ صَوْتک فَوْقَ اَصواتِها وَ لاْ یَدَکَ فوقَ اَیدْیهما وَ لا تَتَقَّدمْ قُدامَهُما»؛(2)

به پدر و مادرتان نگاه پرمهر داشته باشید و صدایتان را بر سرشان بلند نکنید و بر سرشان داد نزنید، دست روی آنان بلند نکنید و در راه رفتن از آنان جلو نیفتید.

اینها تعلیمات مکتب است که خیمه عفاف را بر سر پا و چراغ خانواده را روشن نگه می دارد.

رسول خدا(ص) نیز فرموده است:

«النّظرُ اِلَی الوالدینِ برأفةٍ و رَحمةٍ عبادةٌ»؛(3)

نگاه فرزند به چهره پدر و مادر از روی محبت و شفقت نسبت به آنان، «عبادت» است.

آری، عبادت! نگاه هم گاهی عبادت خدا می شود، تا با چه انگیزه و برای چه هدفی باشد و چه دلهایی را شاد سازد و آثار خوبی در پی داشته باشد.

شیوه زندگی غربی، ترک پدر و مادر سالخورده و رها کردن سالمندان ناتوان و سپردن آنان به مراکز ویژه نگهداری سالمندان است، تا چیزی مانع و مزاحم رفاه و لذّت و آزادی آنان نشود، هر چند در این راه، عواطف بشری و ارزشهای انسانی قربانی شود.

اما آیین محمّدی، به نگهداری، احترام، محبت، مراقبت، خدمت، پرستاری، برّ و احسان نسبت به والدین و سالمندان دستور می دهد.

جایگاه سالمندان را در خانواده ها از یاد نبریم و قدر این چراغهای خانه را بدانیم.

 


چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 .:. 10:49 ق.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
آیة الله عبدالله جوادى آملى

نوع دستورهایى كه اسلام به زن ومرد مى‏دهد، در عین حال كه یك راه مشتركى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏دارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مى‏كند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مى‏كند. قرآن كریم مى‏فرماید:

اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كریما (1)

اگر یكى از آن دو یا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو وبه آنها پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

ودر بخشى دیگر مى‏فرماید: ما سفارش كردیم به انسان كه احسان را نسبت‏به پدر و مادر فراموش نكند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (2)

وانسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش كردیم.

و قضى ربك الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (3)

پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان كنید. ودر جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در كنار عبادت حق یاد مى‏كند:

ان اشكر لی و لوالدیك (4)

شكر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه این تجلیل‏هاى مشترك، وقتى مى‏خواهد از زحمات پدر ومادر یاد كند، از زحمت مادر سخن مى‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا كه مى‏فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، كه: دوران باردارى، زایمان، ودوران شیرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مى‏كند. قرآن كریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به این موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشیده است.

بنابراین، آیات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدین آمده است‏بر دو قسم است: یك قسم حق شناسى مشترك پدر ومادر را بیان مى‏كند وقسم دیگر، آیاتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن كریم اگر درباره پدر حكم خاصى بیان مى‏كند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:

و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف (6)

خوراك وپوشاك مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

ولیكن هنگامى كه سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذكر مى‏ كند.

.........................................................................................................................................................................

پ.ن: خدا وند همه مادران زحمتکش سرزمینم را زیر سایه خانم فاطمه زهرا(س) سلامت و حفظ بدارد انشاالله

پ.ن2:

ولادت با سعادت سرور بانوان بهشت ؛ فخر كائنات ، در بی همتای آفرینش ؛ انسیه حورا، ریحانه دلها ، فاطمه زهرای مرضیه (س) ، روز مادر و هفته بزرگداشت مقام زن ؛ بر تمامی مادارن فداكار و زنان سر افراز مسلمان مبارك باد...



شنبه 30 فروردین 1393 .:. 08:40 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات

احترام نام فاطمه (س) :

احترام حضرت فاطمه علیها‏لسلام و قداست آن بانوی بزرگوار، برای همه مسلمانان بدیهی و مسلّم است.

سكونی می‏گوید: خدمت امام صادق علیه‏السلام رسیدم، در حالی كه غمگین بودم. آن حضرت به من فرمودند: ای سكونی! چرا غمگین هستی؟ عرض كردم: خداوند به من دختری داده است. فرمودند: ای سكونی! سنگینی آن دختر بر زمین است و روزی ‏اش با خدا و عمرش جداگانه. سپس فرمودند: چه نامی برای او انتخاب كرده ‏ای؟ عرض كردم: فاطمه.
فرمودند: آه، آه، آه. و دست خود را بر پیشانی نهادند و آنگاه فرمودند: «اِذا سَمَّیْتَها فاطِمَةَ فَلا تَسُبَّها وَ لاتَلْعَنْها وَلا تَضْرِبْها(1) اگر نام او را فاطمه نهادی، به او بد مگو و لعن مكن و او را مزن.»


تسبیحات حضرت زهرا علیهالسلام :

 یكی از تعقیبات نماز، گفتن تسبیحات حضرت زهرا علیها‏لسلام است كه بسیار فضیلت دارد، بلكه برتر از سایر تعقیبات نماز محسوب می‏شود.
از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است كه فرمودند: «تسبیح حضرت فاطمه علیها‏السلام بعد از هر نماز نزد من از هزار ركعت نماز در هر روز محبوب‏تر است.»(7)

 
 
 
 
 همچنین امام صادق علیه‏السلام درباره تسبیح فاطمه زهرا علیها‏لسلام فرمودند: «چون به خوابگاه خود رفتی، سی و چهار بار اللّه‏ اكبر، سی و سه بار الحمد للّه‏ و سی و سه بار سبحان اللّه‏ بگو و آیة الكرسی و دو سوره معوذتین را با ده آیه اول سوره صافات و ده آیه از آخرش بخوان.(8)

 و نیز آن امام بزرگوار به یكی از یاران خود به نام ابو هارون فرمودند: «ما خردسالان خود را به تسبیح حضرت زهرا فرمان می‏دهیم همچنان كه آنان را مأمور به برگزاری نماز می ‏نماییم.» (9)

چند مسئله:
1. در تسبیحات حضرت زهرا علیها‏السلام ابتدا 34 مرتبه اللّه‏ اكبر، سپس 33 مرتبه الحمد للّه‏ و پس از آن 33 مرتبه سبحان اللّه‏ گفته می‏شود. (10)
2. جایز است ذكر سبحان اللّه‏ جلوتر از ذكر الحمد للّه‏ِ گفته می‏شود، ولی بهتر آن است كه ذكر الحمد للّه‏ جلوتر گفته شود.(11)
3. تسبیحات حضرت زهرا علیهالسلام بعد از نماز مستحب است؛ چه نماز واجب و چه نماز مستحب، ولی در نماز واجب خصوصا در نماز صبح مستحب مؤكد است.(12)
4. مستحب است ذكر تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام با تسبیح تربت امام حسین علیه‏السلام باشد.
5. اگر تسبیح گوینده در تعداد تكبیرات یا تسبیحات شك كند، در صورتی كه از محل آن تجاوز نكرده باشد باید بنا را بر مقدار كمتر بگذارد و الاّ باید بنا بر این بگذارد كه به طور كامل انجام شده است و اگر زیادتر هم گفته باشد مانعی ندارد.(13)


بعدا نوشت: ایام فاطمیه و شهادت بی بی دوعالم فاطمه زهرا(س) را تسلیت میگم انشاالله در پناه چادرخاکی مادر سالم و موفق باشید


سه شنبه 12 فروردین 1393 .:. 10:46 ق.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
فاطمیه سال 90 حجت الاسلام ادیب یزدی در یکی از سخنرانی های خود در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) اظهاراتی کرد.

این واعظ مشهور تهران درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا (س) به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخته و گفته بود:" یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند."

...............................................................................................................

پ.ن: سلام به همه بزرگواران و تسلیت ایام فاطمیه،شهادت ام ابیها فاطمه زهرا(س) خدمت شما و محضر آقا امام زمان (عج)
راستش هرچی گشتم نتونستم مختصری از مقام منزلت خانم فاطمه زهرا(س)پیدا کنم و واقعا نمیشه ایشون رو درچند خط خلاصه کرد ماشاالله از بس مقامشون بالاست.
جایی شنیدم که میگفتن علما هنوز نمیدونن که مقام حضرت زهرا بالاتر بوده یا مقام امامان ما...
نمونه اس حدیث زیر:

امام حسن عسکری علیه السلام فرموده اند:

 

ما امامان حجت خدا بر مردمان هستیم و فاطمه سلام الله علیها حجت خدا بر ماست.

 

( تفسیر اطیب البیان ج13/ ص 235)


پ.ن2: این جمعه هم امد و آقا نیامدی

کاش سالمان را با آمدنت نو کنیم 


اللهم عجل لولیک الفرج


پ.ن3: مراقب باشیم
1- سرفصل بھار روی گلگون داریم
لب تشنه عیشم و دلی خون داریم
الحال ز داغ فاطمه آه و فغان
ما غمزدگان فاطمیّون داریم
 ... ناظر نائینی

2- تا خون جگر به جام ما میباشد
شادی و طرب حرام ما میباشد
بر کام دل کسی نمی آید خوش
عیدی که مقارن عزا میباشد
 ... قیصر اصفھانی


چهارشنبه 21 اسفند 1392 .:. 06:02 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات

پ.ن: انشاالله
.........................................................................................................................
امام صادق(ع) فرمودند:
ابلیس گفت:پنج چیز است که نیرنگ من درآن بی اثر است.
1-کسی که از روی نیت پاک به خدا تکیه کند ودر همه امور به او توکل نماید.
2-کسی که شبانه روز ذکر تسبیح بسیار کند.
3-کسی که آنچه را برای خود می پسندد برای مومن دیگر بپسندد.
4-کسی که در گرفتاری بی تابی نکند.
5-کسی که به آنچه خداوند برای او مقدر نموده راضی باشد و برای رزق وروزی غصه نخورد.
((سفینه البحار.ج1.ص484))
امیدوارم که ما بتونیم با انجام این خصلت های زیبا از نیرنگ شیطان فرار کنیم.انشاالله.


سه شنبه 13 اسفند 1392 .:. 11:36 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات


خدایا دلم که برایت تنگ می شود با آنکه می دانم همه جا هستی اما به آسمان نگاه می کنم

چرا که آسمان سه نشانه از تو دارد :
بی انتهاست ، بی دریغ است و چون یک دست مهربان همیشه بالای سرماست !

خدایا دلم خیلی تنگه
..............................................................................................................................................................................................................................................

 دست به دامان خدا که میشوم

چیزی آهسته در درونم به صدا می آید که ...نترس

از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...

...............................................................................................................................................
 دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است ، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .


دوشنبه 28 بهمن 1392 .:. 10:57 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
خاطره مقام معظم رهبرى از روز بازگشت امام خمینى (ره) به ایران

یکى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است که امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیده‌اید که امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى کردند، بعد با هلى‌کوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت کسى خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلى‌کوپتر، امام را در جایى که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‌خواسشت جایى بنشیند که جمعیت باشد، مردم مى‌ریختند و اصلاً اجازه نمى‌دادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. مى‌خواستند دور امام را بگیرند.

هلى‌کوپتر در نقطه‌اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبیلى امام را سوار کرد. همین آقاى «ناطق نورى» اتومبیلى داشتند، امام را سوار مى‌کنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مى‌گویند: مرا به خیابان ولى‌عصر ببرید؛ آن‌جا منزل یکى از خویشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى‌روند و سراغ به سراغ، آدرس مى‌گیرند، بالاخره پیدا مى‌کنند - منزل یکى از خویشاوندان امام - بى‌خبر، امام وارد منزل آنها مى‌شوند!

امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح که ایشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده‌اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکى استراحت کرده بودند! آن‌جا مى‌روند که نمازى بخوانند و استراحتى بکنند. دیگر تماس با کسى نمى‌گیرند؛ یعنى آن‌جا که مى‌روند، با کسى تماس نمى‌گیرند. حالا کسانى که در این ستادهاى عملیاتى نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران مى‌شوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى‌آیند، کسى دنبالشان نرود!

من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن‌جا در یک قسمت، کارهایى را که من عهده‌دار بودم، انجام مى‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر مى‌کردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّه‌اى آن‌جا بودیم که کارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‌دادیم.

آخر شب - حدود ساعت نه‌ونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى که کار مى‌کردم، نشسته بودم و مشغول کارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایى از داخل حیاط مى‌آید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفتگویى مى‌آید؛ مثل این‌که کسى آمد، کسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان مى‌آیند! براى من خیلى جالب و هیجان‌انگیز بود که بعد از سالها ایشان را مى‌بینم - پانزده سال بود، از وقتى که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خسته‌اند.

براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ایام دوازده بهمن، گرامى مى‌دارند - به نحوى طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پاى پله‌ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مى‌کردیم. روى پله‌ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمى‌آید که این بیست، سى نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روى پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.

البته فرداى آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آن‌جا بود. این خاطره به یادم مانده است.

منبع : سایت خامنه ای .ای ار

-------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: ایام الله دهه مبارک فجر و پیروزی انقلاب اسلامی ایران رو به همه تبریک میگم

پ.ن2: بابت مدتی که نبودم معذرت میخام درگیر دانشگاه و درسو امتحان و کاراموزی بودم

و ممنون از دوستانی که تو این مدت بهم سر زدند


انشاالله همتون همیشه موفق و سلامت باشید 



شنبه 12 بهمن 1392 .:. 01:23 ب.ظ .:. امتد اد .:. نظرات
.: Weblog Themes By SamenTheme :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
طراح قلب
ثامن تـــم
امکانات وب